تا آن هنگام که تو را می ستایند

 

همواره باور بدار که هنوز نه بر مسیر خود که بر مسیر دیگری هستی.

 

"  نیچه  "

دیشب خدا را دیدم که در آن گوشه میگریست


 

من نیز گریستم


 

چون هر دو یک درد داشتیم


 

آدمها.......

در کنگره حزب کمو‌نسیت شورو‌ی سابق در هنگام سخنرانی نیکیتا خرو‌شچف که با تقبیح جنایت‌های استا‌لین جهان را شگفت‌زده کرد یک نفر از میان جمعیت فریاد برآورد: رفیق خرو‌شچف، وقتی بی‌گناهان اعدام می‌شدند، شما کجا بودید؟خرو‌شچف گفت: هر کس این را گفت از جا برخیزد. اما هیچ کس از جایش تکان نخورد. خرو‌شچف ادامه داد: خودتان به سوال خودتان پاسخ دادید. در آن زمان من همان جایی بودم که الان شما هستید

 

منبع: کتاب «دومین مکتوب» نوشته پائولو کوئلیو

در فصل بی تلاطم و مسموم بادها

 

آتشفشان سروده ام از انجماد ها

 

 

همچون صفیر صاعقه از راه می رسم

 

دروازه باز  می كنم از انسدادها

 

 

عمری است مرگ را به تمسخر گرفته ام

 

از یاد برده اند مرا زنده یادها

 

 

چون مار زخم خورده به خود پیچ می خورم

 

تعظیم می كنند به من گردبادها

 

 

وقتی كه من جوانه زدم میخكوب شد

 

قانون جنگ و حادثه بر سنگ مادها

 

 

من هفت پشت خنجر نامرد خورده ام

 

نامرد كرده اند مرا اعتمادها

 

 

خود را میان سایه خود جمع كرده ام

 

تفریق كرده اند مرا اتحادها

 

 

اكنون گمان مبر كه به پایان رسیده ام

 

بنگر شكوه رویش خورشید زادها !

 

 

***با اجازه از شاعر***

بدان که نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است

 

و روزه فزون داشتن ، صرفه نان است

 

حج نمودن ، تماشای جهان است

 

اما نان دادن ، کار مردان است



***خواجه عبدلله انصاری***