طبق گزارش های جسته و گریخته مسئولان که مربوط به سال 1388 میباشد، سن ازدواج در پسران 29 و دختران 28 سال اعلام شد. هرچند در صحت و سقم آمار فوق تشکیک وجود دارد ولی با لحاظ همین آمار هم میشود به عمق فاجعه ای خاموش پی برد.
سن ازدواج یکی از شاخصه های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی یک جامعه محسوب میشود که با توجه به جامعه مذهبی ایران این موضوع حساسیت ویژه ای را دارا میشود.
بررسی سن ازدواج در جامعه ایرانی در چند دهه اخیر روندی صعودی را نشان میدهد بصورتی که طبق آمار ، سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود که طبق آمار مرکز پژوهشهای مجلس، سن ازدواج در سال 1388 در پسران 29 و در دختران 28 سال اعلام شده است که با مراجعه به بطن جامعه میتوان اینگونه استنباط کرد که رقم واقعی بیش از نرخ اعلام شده است.
در جوامع غربی این خلا زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد میپوشانند که این امر در جامعه اسلامی منفور و مطرود است و در این اثنا تنها راهکار موجود ، توسل به آموزه های دینی مبتنی بر خویشتنداری است که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیب های تاخیر در امر ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جایی نمیبرد.
خویشتنداری دستور خداوند است برای افرادی که به هر دلیل شرایط و توانایی ازدواج را ندارند اما نباید خویشتنداری را با یک راهکار کلان برای اداره جامعه یا شیوه ای منفعلانه در برابر ضعفهای موجود بر سر راه ازدواج به موقع جوانان اشتباه گرفته شود که در عمل نیز نزدیک شدن سن ازدواج به دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی وحشتناکی برای جامعه امروزی به دنبال دارد.
ارضاء نیاز جنسی یکی از اهداف اولیه و انگیزه های قوی ازدواج است.
دکتر رضا حق مرادی ، روانشناس بالینی و آسیب شناس اجتماعی ، نیاز جنسی را دارای ماهیتی زیستی، روانی و اجتماعی میداند که در صورت ازدواج از طریق درست ارضاء میشود و در خدمت فرد و جامعه انسانی قرار میگیرد و در غیر اینصورت به افزایش بی بند و باری ، بزهکاری و عصبیت اجتماعی می انجامد.
وی در اینباره میگوید: هنگامی که انگیزه های قوی نظیر شهوت، تولید مثل، استقلال زیستی و تشکیل خانواده بوسیله موانع غیر قابل قبول یا موانعی که فرد برای رفع ان ناتوان است سرکوب میشوند، فرد احساس ناکامی میکند. احساس ناکامی یکی از الگوهای قدرتمند رفتاری هنجاری، ارزشی و نگرشی است که شخصیت و هویت فرد را زیر سلطه میگیرد و با گذشت زمان قویتر میشود.این احساس به تدریج در تمامی ابعاد وجودی فرد ناکام تسری می یابد و به اندیشه بزهکاری و ایجاد بسترهای جرم زای وی می افزاید.
تحقیقات سازمان بهزیستی توسط گروه آسیب شناس دکتر جعفر جهانی نیز نشان میدهد سن روسپیگری برای بیش از 60 درصد دختران ، 13 تا 20 سال است یعنی درست در سنین بلوغ و برخی هم فراهم نبودن شرایط ازدواج یا مخالفت خانواده ها را دلیل اصلی گرایش به روسپیگری معرفی کرده اند.
این آمار همچنین نشان میدهد نزدیک یک چهارم زندانی های کشور را جوانان زیر 30 سال تشکیل میدهند و مجموعه این ارقام از آسیب هایی حکایت میکنند که بالا رفتن سن ازدواج و مشکلات جنسی، روحی و روانی بخش های مهمی از آن را تشکیل میدهند.
اینکه فرد حس کند شخصی را در کنار دارد که تنهایی اش را پر میکند، قابل اعتماد است و محرم رازهایش است مانند سوپاپ اطمینانی برای عصبیت های فردی و اجتماعی هر یک از زوجین است که از بروز ناهنجاری های رفتاری میکاهد.
نتایج یک نظرسنجی در شهر تهران نشان میدهد که پسران ، سنین بالای 26 سال را برای ازدواج مناسب میدانند و دختران 21 تا 25 سالگی را سن ایده آل تلقی میکنندالبته سن مطلوب ازدواج در اقشار کم سواد و بیسواد نیز که از الگوهای توسعه ، تاثیرپذیری کمتری دارند 2 تا 3 سال پایینتر از این حد است.
بسیاری از پسران با وجود علاقه به ازدواج ، از آنجا که خود از نظر موقعیت مالی و شان خانوادگی و طبقاتی درخور گزینه های ازدواجشان نمی یابند از مطرح کردن پیشنهاد آن نیز حتی به صورت تلویحی و غیر علنی اجتناب میکنند.
علاوه بر مسائل مذکور مشکلات مالی یکی از مهمترین عوامل بالا رفتن سن ازدواج شناخته میشود، البته ناگفته نماند این مشکلات اقتصادی علاوه بر ناتوان ساختن بخش بزرگی از جمعیت جوان برای تشکیل خانواده به تدریج از مطلوبیت ازدواج و تاهل میکاهد و نوعی مقاومت منفی در برابر این جریان طبیعی ایجاد میکند.