راهی را برگزیده ام که رهروان اندکی داشت
و تمام تفاوتها اینگونه آغاز شد...
.
...
راهی را برگزیده ام که رهروان اندکی داشت
و تمام تفاوتها اینگونه آغاز شد...
.
...
در شهری که هنوز بر سر رفتن به زیر کرسی دعواست.
پدرم راست میگفت...
بی سبب عاشق آن چشمهء نوریم هنوز
وای و صد وای کز این مرحله دوریم هنوز
دیگران رهسپر ثابت و سیاره شدند
ما بر این خاک سیه مست غروریم هنوز
نه کمال از دگران دیده نه نقصان در خویش
ای زمان آینه بگذار که کوریم هنوز
تکیه بر کار هدر کرده و بیکار شدیم
خرم از فاتحهء اهل قبوریم هنوز
زنده کش بوده و با مرده پرستی شادیم
این گواهیست که ما طالب گوریم هنوز
دوزخی تا نبود، سوی عبادت نرویم
چه توان کرد که ما طالب زوریم هنوز
راحت خویشتن از دست قضا میجوییم
تشنه لب بر سر این چشمهء شوریم هنوز
معینی کرمانشاهی